پاپ سرا دانلود موزیک

در کمپ ترک‌ اعتیاد زنان چه می‌گذرد؟ + تصاویر

چهاردیواری تنهایی

چادر کهنه گُلدارش را عقب و جلو می‌کند و موهای خرمایی رنگش را می‌برد زیر چادر. «خانم حجابتو رعایت کن»؛ صدای مددیار از انتهای سالن می‌آید.

دست‌ها به‌سمت روسری و چادرها می‌رود، هر کس به سمتی می‌رود، روی کاناپه‌های قهوه‌ای و کرم‌رنگ جا‌به‌جا می‌شوند، می‌روند، می‌آیند. «سکینه چرا نمی‌شینی؟ جا هست.»؛ همان مددیار تذکر می‌کرد.

همهمه‌ای است در سالن. آنها منتظر میهمان‌اند. قرار است تا کمتر از نیم ساعت دیگر، یکی از مردان دولت، پایش را به این سوله بگذارد، سوله‌ای که کمتر، مردی دیده.  علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی میهمان‌شان است.

بازدیدی که به‌مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر انجام شد. آنها، زنان درحال ترک اعتیاد، در همین سالن که سوله‌ای قدیمی با دیوارهای گچی سفید است، زندگی می‌کنند، سوله‌ای که سقفش بلند و آهنی است و با سه چراغ روشن شده. چهره‌ها خسته است.

چند نفری با خط چشم‌های مشکی و رژلب‌های صورتی و قرمز، رنگی به صورتشان داده‌اند، اما بقیه روی مبل ولو شده‌اند تا میهمان‌شان از راه برسد. از اتاق عقبی صداهای بلندتری می‌آید. زنی در حال عق زدن است، آنجا اتاق «سبز» است، به قول خودشان «فیزیک»؛ جایی برای سم‌زدایی.

در کمپ ترک‌ اعتیاد زنان چه می‌گذرد؟

اتاقی برای تازه‌واردها تا سم هرویین، تریاک، کراک و شیشه از بدنشان بیرون رود: «اینجا بیشتر زنان، شیشه‌ای هستند.» این را همان مددیار که مدیر اجرایی مرکز هم هست، می‌گوید.

کسی که از نخستین‌باری که زبانش مزه مواد را چشیده، بیشتر از ٢٠‌سال می‌گذرد: «البته الان دیگر همه چندمصرفی شده‌اند، ما می‌گوییم چند عملی. هم شیشه می‌کشند، هم دوا هم کراک.» پرستو صادقی، ١٧‌سال تریاک، هرویین، کراک، شیشه و قرص کشیده و خورده، حالا چند سالی است که ترک کرده و دوره آموزشی مددیاری اعتیاد را گذرانده تا اینجا، در مرکز نیمه‌اقامتی بهبودگستران همگام کار کند.

تجربه مصرف مواد مخدر شرط استخدام مددیاران است: «ویژگی این مرکز به مراجعه داوطلبانه معتادان است. آنها با پای خودشان اینجا می‌آیند تا ترک کنند. همه‌شان هم خانواده دارند.»

در همین زمینه ببینید

 در کمپ ترک‌ اعتیاد زنان چه می‌گذرد؟

 ٤٦ زن ١٨ تا ٣٨ ساله در این مرکز زندگی می‌کنند. هر چند چهره‌ها مسن‌تر است، اما همه آنها هر چه داشتند و نداشتند را خارج از درهای فلزی این مرکز گذاشته‌اند تا برای همیشه رها شوند. سالن مرکز ظرفیتش ٤٠، ٤٢ نفره است، اما ٤٦ نفر را در خود جای داده است. آنها شب‌ها وقتی تشک‌ها را می‌چینند، جایشان تنگ است.

اتاق‌های بالا برای مورفینی‌هاست، پایین برای شیشه‌ای‌ها. اتاق‌های سم‌زدایی و مشاوره و خوابگاه هم از سالن اصلی جدا شده‌اند، اما سقف‌شان مشترک است. همه آن ٤٦ نفر شب، موقع خواب، آخرین تصویری که می‌بینند همان سقف آهنی بلند است: «دوره درمان در این مرکز سه ماهه است.

هر کس بخواهد می‌تواند بیشتر بماند اما باید هزینه اقامت را بدهد. سقفش ٤٨٠‌هزار تومان است. اما آنهایی که ندارند یا پول کمتری می‌دهند یا برگ یاری از بهزیستی می‌آورند. هزینه‌اش را هم خانم محب‌علی، رئیس مرکز که ١٢‌سال در زمینه ترک اعتیاد فعالیت داشته، می‌دهد.» می‌گویند‌ درصد پاکی این مرکز، ٧٥‌درصد است. مرکز تنها برای ترک اعتیاد نیست. کلاس‌های آموزش مهارت‌های زندگی، ماتریکس، پیشگیری از لغزش و … جزو برنامه‌هایشان است.

در سه‌سالی که از فعالیت اینجا می‌گذرد، خیلی‌ها آمدند و رفتند، کسانی که درس‌خوانده بودند، مثل «صبا» که دانشجوی ترم آخر حقوق است و از دوره هنرستان شیشه مصرف می‌کرده یا مثل «عاطفه» که درس‌خوانده مالزی است. کسانی هم هستند که به اجبار خانواده آمده‌اند، مثل «عاطفه» ٢٦ساله که دوماه پیش، پدر و برادر و همسرش به زور او را از خودرو بیرون آوردند تا مصرف شیشه‌اش را تمام کند؛

یا کسانی که بر ترک‌شان ماندند، مثل سودابه که یک‌سال است در این مرکز مانده، ترک کرده و خیال رفتن هم ندارد و کسانی که نماندند، مثل «لیلا»: «بار دومم است که اینجا می‌آیم، ١٥ روز پیش آمدم اینجا، آن‌قدر در زدم تا برایم باز کردند، دیگر خسته شده بودم، واقعا جایی نداشتم بمانم.» گوشه چادر گُلدارش را باز کرده، موهای خرمایی رنگش پیدا می‌شود: «یک‌سال پیش آمدم اینجا تا به‌عنوان خدمتکار کار کنم و اعتیادم را هم ترک کنم، اما نماندم، حالا دوباره برگشتم.»

یک دختر و پسر دارد، الان دو هفته‌ای می‌شود آنها را ندیده: «اینجا هر چه باشد از کارتن‌خوابی بهتر است.» این را می‌گوید و لبخند می‌زند، دندان‌های نصفه‌نیمه‌اش معلوم می‌شود. دست‌هایش را نشان می‌دهد؛ از آرنج به پایین جای بریدگی با چاقو یا تیغ است:  «این را می‌بینی مال سال‌های کارتن‌خوابیم است، ١٠‌سال در پارک کنار خانه‌مان زندگی می‌کردم، وقتی مردی به من نزدیک می‌شد با تیغ خودم را می‌زدم تا خون بیاید و طرف فراری شود.» از همان جای بریدگی روی صورتش هم هست: «همسرم اعتیاد داشت، شیشه و دوا می‌کشید، خرید و فروش هم می‌کرد، مرا هم گرفتار کرد.»

خانواده او را نمی‌خواهند، تنها سرپناهش اینجاست. درست مثل «سودابه» که حالا ٥، ٦ سالی می‌شود دختر کلاس پنجمی‌اش را ندیده، از دزفول آمده:  «یک‌سال است اینجام، تا حالا چند بار کمپ رفتم اما هیچ‌کدام مثل این‌جا نبود.» می‌خواهد این‌جا بماند، نقطه مقابل «عاطفه» است.

زن ٢٦ ساله‌ای که برای رفتن لحظه شماری می‌کند:  «این‌جا را دوست ندارم، به اجبار همسر و پدرم آمدم، به من گفتند می‌رویم دکتر، اما سر از این‌جا در آوردیم، آن شب، سالگرد ازدواجم بود، چند نفری رویم ریختند و به زور مرا داخل این مرکز کردند، اولش ناراحت بودم، اما حالا نیستم،

ولی می‌خواهم زودتر بروم.» «عاطفه»، ١٤ سالش که بود، از سوی شوهر خاله اش، مورد تجاوز قرار گرفت، از همان روز هم از خانه فراری شد و شیشه را امتحان کرد: «اولین بار در بازداشتگاه شیشه مصرف کردم، بعدش هم تفننی شد، این اواخر تقریبا مصرف مداوم داشتم.» سومین باری است که برای ترک اعتیاد می‌آید:  « این‌جا با جاهای دیگر فرق دارد، بهتر است. همسرم تهدیدم کرده اگر این بار ترک نکنم، از من جدا می‌شود، من هم می‌خواهم واقعا ترک کنم.»

انتظارشان به سر می‌رسد، حوالی ظهر است که وزیر رفاه با تعدادی از همراهانش وارد می‌شود، زنان دورش حلقه می‌زنند، ربیعی روی یکی از کاناپه‌ها می‌نشیند و حرف‌های‌شان را می‌شنود. آنها از دردهای‌شان، از رنج اعتیادشان می‌گویند و او هم نکاتی یادداشت می‌کند.  او سری هم به خوابگاه می زند، بالای سر زنانی که در مرحله سم زدایی هستند، می رود، به درد دلشان گوش می دهد.

 در کمپ ترک‌ اعتیاد زنان چه می‌گذرد؟

اعتیاد زنانه شده
بازدیدش از مرکز ترک اعتیاد بهبود گستران همگام که تمام می‌شود، به جمع خبرنگاران می‌آید و بر زنانه شدن اعتیاد تأکید می‌کند: «شیوع اعتیاد در میان زنان از چهار‌درصد به ١٠‌درصد رسیده، همه اینها درحالی است که زنان در بحث اعتیاد شکننده‌تر از مردان هستند و آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به آن دارند،

زنان به‌دلیل خصوصیات فیزیکی و مسائل اجتماعی که وجود دارد، حتی پس از ترک اعتیاد، به سرعت به سمت آن بر می‌گردند.»  براساس اعلام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، درحال حاضر دو‌هزار و ٦٩١ مرکز و تیم درمانی برای کاهش آسیب اعتیاد در بهزیستی، فعالیت می‌کنند که ٦٠٢‌هزار و ١٢٧ نفر را تحت پوشش قرار داده‌اند، یعنی تمام این افراد به صورت داوطلبانه یا نیمه اجباری و بدون فشار انتظامی و قضائی به این مراکز مراجعه کرده‌اند،

البته اینها تعداد کل معتادان نیستند، کسانی هم هستند که اصلا مراجعه نکرده‌اند یا تمایلی هم به این کار ندارند. ربیعی ادامه حرف‌هایش را می‌گیرد و می‌گوید: «درحال حاضر یک‌هزار و ١٤٢ مرکز مانند همین مرکزی که از آن بازدید کردیم، وجود دارد، در کنار آن هم ٩٣ مرکز و تیم درمان و کاهش آسیب مخصوص زنان داریم.

آمارهای ما نشان می‌دهد که درحال حاضر ٤١‌هزار و ٦٨١ زن معتاد تحت پوشش هستند که نسبت تعداد زنان معتاد به این مراکز به مردان حدود ١٠‌درصد است، ما این عدد را می‌توانیم به کل جامعه تعمیم دهیم و اعلام کنیم که ١٠‌درصد از معتادان کشور، زن هستند.» براساس اعلام ربیعی در تهران هم ٢٠٠ مرکز بهبودی میان مدت وجود دارد.

رایزنی برای ادامه تحصیل زنان بهبود یافته از اعتیاد
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ادامه به اهمیت آموزش زنان بهبود یافته از اعتیاد اشاره کرد:  «برخی از این افراد، در سن‌های پایین درگیر اعتیاد شده‌اند، برخی از ١١ سالگی و برخی از ١٤ سالگی.

این افراد به خاطر اعتیاد از آموزش باز مانده‌اند، به همین خاطر در نظر داریم با وزیر آموزش و پرورش مذاکره کنیم تا این افراد بتوانند ادامه تحصیل داشته باشند، حتی آنهایی که از نظر مالی دچار مشکل هستند. باید در شورایعالی رفاه برای این موضوع چاره‌ای اندیشیده شود.»

او به نقش خانواده برای ترک اعتیاد هم اشاره کرد:  « این مراکز، مانند یک خانواده ثانویه برای معتادان است، این  درحالی است که مهم‌ترین راه ترک اعتیاد، حمایت خانواده از معتادان است، آنها به جامعه درمانی نیاز دارند.»

ربیعی با اشاره به مشکلات زنان این مراکز، گفت: «باید مراکزی راه‌اندازی شود که زنان بتوانند در طول روز به فعالیت‌های خود برسند و شب‌ها در همان محل اقامت داشته باشند، متاسفانه امکانات ما کم است، با این حال امیدواریم بتوانیم مراکزی به‌عنوان پانسیون برای این افراد در نظر بگیریم.»

او، اشتغال این افراد را هم مورد توجه قرار داد:  «ما باید به این افراد مهارت‌های حرفه‌ای را آموزش دهیم تا بتوانند وارد اجتماع شوند، به‌هرحال اعتیاد زنان، تأثیر مهمی بر روی آسیب‌ها دارد. برای حرفه‌آموزی این افراد هم به صندوق کارآفرینی تأکید کرده ام تا برای معتادان بهبودیافته‌ای که بتوانند حرفه‌ای بیاموزند، اعتبار و وام در نظر بگیرند.»

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در ادامه به علت گرایش زنان به اعتیاد اشاره کرد و گفت: «یک خط اعتیاد زنان، احساس تنهایی در آنهاست، حسی که آنها را به سمت یک دختر یا پسر معتاد می‌کشاند، بررسی‌های ما از این مرکز نشان می‌دهد که برخی از این افراد در مدرسه درگیر اعتیاد شده‌اند که نشان می‌دهد سیاست‌های تربیتی باید جدی‌تر دنبال شود. خشونت خانگی، کودک آزادی و داشتن دوست پسر معتاد و …

در درگیری این افراد به اعتیاد تأثیر داشته است.» او در ادامه به برقراری ٦٠٠‌هزار تماس تلفنی با مراکز مشاوره بهزیستی در‌سال ٩٤ اشاره کرد: «بیشترین تماس‌گیرندگان این خط‌های مشاوره ١٤٨٠، زنان هستند، ما می‌خواهیم این عدد را در‌سال ٩٥ به یک‌میلیون تماس برسانیم.»

او درپاسخ به سوالی درباره ارایه گزارش آسیب‌ها به مقام معظم رهبری از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، گفت: « ما در این زمینه پیشتاز بودیم و تمام برنامه‌هایی که تا به حال انجام دادیم، ارایه شده است. علاوه بر آن برنامه‌هایی را داریم که تا به حال آنها را دنبال کرده‌ایم مانند پوشش بیمه‌ای افراد معتاد که با وجود محدودیت بودجه تعدادی از این افراد را تحت پوشش بیمه ترک اعتیاد قرار داده‌ایم.»

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به «شهروند» درباره حمایت از زنان معتاد در برنامه سند جامع حمایت از زنان، هم گفت: «پیش نویس اول این سند نوشته شده، البته این سند تنها به آسیب‌ها نپرداخته اما بخشی از آن به همین موضوع اختصاص داده شده است.» او ادامه داد: «این کمپ، یکی از بدترین کمپ‌های ترک اعتیاد است، می‌گویند این روش‌ها درمان ندارد، اما این حرف خودش تشدید‌کننده اعتیاد است.»

به گفته او برنامه وزارت تعاون این است که افراد بی‌خانمان را مورد حمایت قرار دهند و برای آنها ظرفیت فنی و حرفه‌ای ایجاد کند.   او در ادامه درباره حمایت از مادران درحال ترک هم توضیحاتی داد: « باید مهدکودک‌هایی را در کنار مراکز ترک اعتیاد ایجاد کنیم که مادران درحال ترک اعتیاد بتوانند به فرزندان خود دسترسی داشته باشند.»

منبع: روزنامه شهروند
تصاویر از مجتبی محمدلو عکاس ایرنا

 ادامه مطلب...

تیراندازی و انفجار در فرودگاه اتاتورک استانبول

رسانه های ترکیه از تیراندازی و انفجار در بخش مسافرین فرودگاه اتاتورک استانبول خبر می دهند.

چند نفر در این انفجارها و تیراندازی در فرودگاه استانبول زخمی شدند.

خبرنگار شبکه اسکای نیوز عربی گزارش داد: شماری از تاکسی های فرودگاه،‌در حال انتقال زخمی ها هستند.

جدیدترین خبرها:

۰۰:۲۶ – اسکای نیوز عربی: ۱۰ کشته در انفجارها و تیراندازی در فرودگاه

۰۰:۲۱ – توقف پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه اتاتورک استانبول

۰۰:۱۵- شاهدان عینی : چند کشته در انفجارها و تیراندازی فرودگاه

۰۰:۱۳ – ۴۰ زخمی در انفجارها و تیراندازی فرودگاه استانبول

۰۰:۱۰ – هشدار پلیس ترکیه: یک انتحاری دیگر در فرودگاه است

۰۰:۰۸ – مقامات ترکیه می گویند احتمالا ۲ عامل انتحاری خود را در فرودگاه منفجر کرده اند

۰۰:۰۴ – پلیس ترکیه: دهها نفر زخمی شدند

۰۰:۰۲ – رسانه های ترکیه: ابتدا ۲ انفجار روی دادند سپس تیراندازی صورت گرفت و ۴ فرد مسلح فرودگاه را ترک کردند

۱۲:۰۰ – ۲ انفجار در فرودگاه استانبول روی داد

۱۱:۵۹ – منبع رسمی در دولت ترکیه: انفجار در داخل فرودگاه اتاتورک استانبول

۱۱:۵۹ – گفته می شود عامل انتحاری قبل از ورود به فرودگاه،‌ خود را منفجر کرد و کشته شد

۱۱:۵۷ – انفجار در پارکینگ خودروها در فرودگاه اتاتورک استانبول

– تاکسی های فرودگاه در حال انتقال مجروحین هستند

– رسانه ها درباره وقوع یک یا دو انفجار خبر می دهند

– وحشت و ترس در میان مسافران فرودگاه

– رسانه های ترکیه: احتمالا عامل انفجار،‌ انتحاری بود

عصرایران

 ادامه مطلب...

زن جوان برای خودش «هوو» آورد!

روزنامه ایران: زن جوان با مراجعه به مطب پزشک وقتی فهمید دچار بیماری سرطان شده و مهلت چندانی برای ادامه زندگی با شوهر و فرزندانش ندارد تصمیم گرفت پیش از مرگ برای شوهرش همسری انتخاب کند تا سرپرستی دختر و پسرش را به یک هووی مهربان بسپارد. اما پس از یافتن زنی برای شوهرش سرنوشت، ماجرای شگفت‌انگیزی را برایش رقم زد.

زن جوان که به همراه شوهرش پشت در بسته دادگاه خانواده مجتمع صدر به انتظار شروع جلسه محاکمه نشسته با چشمانی اشک‌آلود زیر لب، خودش را به خاطر آوردن هوو برای خودش سرزنش می‌کند و مرد سعی می‌کند همسرش را آرام کند ولی موفق نمی‌شود.

زن با لحن سرزنش باری به مرد می‌گوید: اگر مرا دوست داشتی پیشنهادم را قبول نمی‌کردی و زن نمی‌گرفتی، حالا باید مهتاب را طلاق بدهی وگرنه روی خوش در زندگی نمی‌بینی.

مرد به اعتراض می‌گوید: من نه تو را طلاق می‌دهم نه مهتاب را. وقتی اصرار می‌کردم که لجبازی نکن و از خواستگاری دست بردار به خرجت نمی‌رفت و پافشاری‌ می‌کردی تا اینکه دو دستی زندگی من و بچه‌هایمان را خراب کردی و حتی در حق همکلاسی‌ات مهتاب و بچه تو راهی‌اش هم ظلم کردی، حالا مرا کشیدی دادگاه که چه شود؟ چند بار به دست و پایت افتادم تا از زن گرفتن برای من بی‌خیال شوی اما تو چه کردی حالا وقت عقب‌نشینی است؟

ریحانه که آرام و قرار ندارد اشک می‌ریزد و می‌خواهد هر چه سریع‌تر وارد دادگاه شود. در همین هنگام منشی شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده مجتمع صدر نام زن و مرد را می‌خواند و آنها را دعوت به حضور در دادگاه می‌کند.

قاضی بهروز مهاجری در حالی که به اوراق پیش رویش نگاهی می‌اندازد از آنها می‌خواهد تا مشکلشان را شرح دهند.ریحانه ۳۵ ساله _ با اشاره به پیچ و خم  های زندگی‌اش می‌گوید: ۱۴ سال پیش محمد به خواستگاری‌ام آمد. از آنجایی که همکارم بود تا حدودی او را می‌شناختم؛ جوان برازنده و باشخصیتی که در همان برخوردهای اول با خانواده‌ام خودش را در دلشان جا کرد و ازدواج کردیم.

چنان خوشبخت بودم که همه فامیل آرزوی چنین زندگی سرشار از شادی ما را داشتند. با به دنیا آمدن دختر و پسرمان خوشبختی‌مان تکمیل شده بود تا اینکه با شنیدن یک خبر دنیا بر سرم خراب شد و مسیر زندگی‌‌ام تغییر کرد. در حدود سه سال پیش دچار یک بیماری شدم و پزشک معالجم پس از چند آزمایش اعلام کرد مبتلا به نوعی سرطان هستم و مهلت زیادی برای ادامه زندگی ندارم.

شنیدن این خبر و دیدن جواب‌های آزمایش‌ها شوکه‌ام کرده بود نمی‌توانستم باور کنم که خوشبختی‌ام به پایان رسیده و لحظات زندگی‌ام مانند ساعت شنی هر ثانیه در حال تمام شدن است.

تا مدتی در خودم فرو رفته بودم و با هیچ کس حرفی نمی‌زدم ولی یک روز به خودم آمدم و گفتم باید کاری کنم تا دختر و پسرم و همسرم که همیشه همدم و مونسم بوده‌اند پس از مرگم آسیب نبینند، به همین خاطر پیشنهاد ازدواج دوم را به همسرم دادم که ای کاش لال می‌شدم و هرگز چنین حرفی نمی‌زدم.

مرد که برافروخته است رو به قاضی می‌گوید: زندگی‌ام را سیاه کرده بود جناب قاضی. بارها از او خواستم دست از رفتارهای بچگانه‌اش بردارد ولی گوشش بدهکار نبود. می‌‌گفت اگر مرا دوست داری باید هر چه می‌گویم گوش کنی ولی هر چه می‌گفتم بی‌فایده بود و مجبورم می‌کرد تا به حرفش گوش کنم و هنوز هم نمی‌توانم ناراحتی‌اش را ببینم ولی … آن روزها رفتارش تغییر کرده بود در دنیای خودش بود و از همه حلالیت می‌طلبید، زندگی‌مان سرد و بی‌روح شده بود و نمی‌دانستم چه کنم؟

ریحانه ضمن سرزنش خود می‌گوید: درست است آقای قاضی هر روز به محمد اصرار می‌کردم تا در حضور من همسر دومش را انتخاب کند که بعد از مرگم مراقب او و مادر مهربانی برای فرزندانم باشد. شوهرم از رفتارهایم خسته شده بود ولی من مصمم بودم و  وظیفه خودم می‌دانستم که به فکر آینده زندگی خانواده و جگرگوشه‌هایم باشم. با اینکه خانواده‌هایمان بشدت با کار من مخالف بودند ولی من در تصمیمم جدی بودم. بین دوست و آشنا و فامیل می‌گشتم تا زن وفاداری برای همسرم و مادر مهربانی برای بچه‌هایم پیدا کنم تا اینکه در یکی از مهمانی‌ها با همکلاسی‌ام مهتاب روبه‌رو شدم.

از آنجا که مهتاب را بخوبی می‌شناختم نور امیدی در دلم تابید. او همانی بود که می‌توانستم خانواده‌ام را به او بسپارم. مهتاب مدیر یک مدرسه ربود و با وجود داشتن خواستگارهای بی‌شمار شوهر نکرده بود. رابطه‌ام را با او بیشتر کردم و پس از مدتی برای اقامت در هتل مشهد دو بلیت خریداری کردم و از او خواستم مرا همراهی کند تا به گردش و زیارت برویم. مهتاب که  از همه جا بی خبر بود با من به این سفر آمد و با یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام روبه‌رو شدم. برایم آسان نبود دو دستی زندگی‌ام را که لحظه به لحظه برایش زحمت کشیده بودم به دست زن دیگری که قرار بود هوویم شود، بسپارم ولی چاره‌ای نداشتم و به دلیل علاقه زیاد به محمد و عشق به فرزندانم خودم را کنترل کردم و با مهتاب حرف زدم.

ریحانه که با یادآوری خاطرات گذشته غم در چهره‌اش موج میزد، ادامه می‌دهد: در آن شب ماجرای زندگی‌ام و تصمیمی را که داشتم برای مهتاب تعریف کردم و او که نمی‌دانست زنی که می‌خواهد برای همسرش زن دوم انتخاب کند من هستم با چنین تصمیمی بشدت مخالفت کرد و گفت به هیچ عنوان تصمیم درستی نیست و باید به آن زن گفت که چنین کاری نکند وقتی مخالفتش را دیدم ناگهان بغضم ترکید و با گریه و التماس همه ماجرا را برایش تعریف کردم و گفتم زنی که در جست‌وجوی هوویی برای خود است خود من هستم.

باورش نمی‌شد من او را برای همسرم خواستگاری می‌کنم و از پیشنهادم بشدت ناراحت شد ولی وقتی حال و روزم را دید فرصت خواست تا در موردش فکر کند.

محمد حرف‌های ریحانه را قطع می‌کند و می‌گوید: زندگی‌ام را جهنم کرده بود وقتی از سفر آمد و ماجرا را برایم تعریف کرد همه بدنم یخ کرد، برایم آسان نبود که فکر کنم قرار است او را از دست بدهم و پس از سال‌ها زندگی مشترک با زن دیگری ازدواج کنم ولی مخالفتم بی‌فایده بود با اینکه مهتاب دختر برازنده و مهربانی بود راضی نبودم زندگی او را هم خراب کنم ولی از اصرارهای ریحانه عاصی شده بودم، طفلک دختر و پسرمان هم از رفتارهای ما گیج شده بودند و وقتی دیدم راهی ندارم به ناچار تسلیم شدم.

این بار ریحانه ادامه می‌دهد: وقتی جواب مثبت را از هر دویشان گرفتم به تدارک مراسم عقدشان پرداختم. روز ها و شب‌ها ی سختی بود ولی هر روز که می‌گذشت  حس می‌کردم به روزهای آخر عمرم نزدیک می‌شوم، سکوت می‌کردم و نمی‌گذاشتم کینه در دلم ریشه کند سرانجام با برگزاری مراسم ازدواج همسرم با مهتاب همه‌مان در کنار هم زندگی جدیدی را شروع کردیم. روزهای خوب و خوشی را کنار هم داشتیم.

گرچه واقعاً دیدن محمد در کنار مهتاب برایم راحت نبود ولی خودم خواسته بودم و نمی‌توانستم زندگی را برای آنها زهر کنم حتی با بچه‌هایم صحبت می‌کردم تا مهتاب را قبول کنند تا اینکه کم کم رابطه‌شان با مهتاب خوب شد. خوشحال بودم که توانسته‌ام همه چیز را سروسامان دهم و خیالم راحت بود که پس از مرگم زندگی خانواده‌ام از هم پاشیده نمی‌‌شود ولی افسوس که سخت اشتباه می‌کردم.

ریحانه ادامه می‌دهد: یک سالی از زندگی مشترک با هوویم گذشت تا اینکه متوجه شدم او باردار شده است، تحمل این واقعیت خیلی برایم سخت بود سعی می‌‌کردم خودم را با کارهایم سرگرم کنم ولی هزار فکر و خیال در سرم بود تا اینکه در ادامه آزمایش‌ها نزد پزشک‌ معالجم رفتم اما او من را به یک پزشک دیگر معرفی کرد. در دلم غوغایی برپا شده بود می‌خواستم بدانم فاصله‌ام تا مرگ چقدر است پزشک متخصص پس از انجام چند آزمایش ‌از من خواست نزدش بروم تا خبر مهمی به من بدهد. با بدنی لرزان راهی مطب دکتر شدم و وقتی نتیجه آزمایش را داد انگار گوش‌هایم نمی‌شنید و شوکه بودم.

دکتر چند بار تکرار کرد و گفت: «شما هیچ بیماری خاصی ندارید و مبتلا به بیماری لاعلاجی نیستید آزمایش‌های قبلی به اشتباه سرطان را نشان داده است» . با شنیدن حرف‌های دکتر به جای خوشحالی غمی به دلم نشست. این بار مرد روبه رئیس دادگاه می‌گوید: جناب قاضی از آن پس ریحانه هر روز دعوا و جنجال راه می‌انداخت و به مهتاب بیچاره طعنه می‌زد من هم مجبور شدم به ناچار برای امنیت مهتاب خانه جداگانه‌ای فراهم کنم ولی هرگز وجدانم اجازه نمی‌داد از او جدا شوم، ریحانه باید فکر همه چیز و همه احتمالات را می‌کرد باید احتمال می‌داد اگر زنده بماند تحمل این وضع را خواهد داشت یا نه؟

خودش با اصرار مراسم عروسی ما را تدارک دید و حالا چطور زن بی‌گناه را طلاق بدهم و آواره‌اش کنم. خوشحالم که ریحانه بیماری ندارد و آزمایش‌ها اشتباه بوده ولی نمی‌توانم چشمم را به مهربانی‌های مهتاب ببندم در حالی که منتظر تولد فرزندش هستیم. من نه حاضرم مهتاب را طلاق بدهم و نه از ریحانه جدا شوم ولی او هر لحظه ما را تهدید می‌کند و می‌گوید اگر مهتاب را طلاق ندهم خودش را می‌کشد. آقای قاضی شما بگویید چه کنم؟

ریحانه با چهره‌ای برافروخته در جواب شوهرش می‌گوید: من طاقت این زندگی را ندارم نمی‌توانم آنها را کنار هم ببینم. من اشتباه کرده‌ام و تاوانش هر چه باشد می‌دهم ولی باید بین من و مهتاب یکی را انتخاب کند اگر می‌خواهد با مهتاب باشد باید همه حق و حقوق و مهریه‌ام را بپردازد و طلاقم دهد در غیر این صورت من هم نمی‌توانم حضور هوو را در زندگی‌ام تحمل کنم.

قاضی بهروز مهاجری با شنیدن گفته‌های این زوج احساس می‌کند با پرونده عجیبی روبه‌رو است و گرفتن تصمیم درباره این ماجرا هر چند مشکل به نظر می‌رسد ولی پرونده را در دستور کارش قرار می‌دهد تا پس از بررسی‌های لازم، رأی صادر کند.

 ادامه مطلب...

پرونده قتل ۳ سرباز با آزادی قاتل بسته شد

روزنامه شرق: پرونده پسر جوانی که ۱۷ سال قبل به دلیل انتقام از پدر دختر مورد علاقه‌اش، سه سرباز وظیفه را به قتل رسانده و سرباز دیگری را مجروح کرده بود، با پرداخت دیه به سرباز مجروح بسته شد.

شامگاه پانزدهم مهر سال ١٣٧٨ خبر درگیری مرگ‌بار چند سرباز با پسر جوانی در حوالی کوه‌های محله کوی فراز به مأموران کلانتری اوین اعلام شد. زمانی‌که مأموران به محل وقوع جرم رسیدند با جسد خونین سه سرباز وظیفه که با شلیک گلوله به قتل رسیده بودند و پیکر نیمه‌جان سرباز وظیفه دیگری که با شلیک چندین تیر به‌شدت زخمی شده بود، مواجه شدند که سرباز مجروح برای مداوا به بیمارستان انتقال یافت.

دقایقی از حضور مأموران انتظامی در محل قتل سه سرباز نگذشته بود که خبر رسید پسر مسلحی دو پسر و یک دختر کوچک خانواده‌ای را در منزلشان گروگان گرفته و تهدید به قتل کرده است، با اعلام این خبر مأموران برای آزادی گروگان‌ها وارد عمل شدند.

تحقیقات اولیه مأموران حاکی از آن بود که گروگان‌گیر پسر ٢٥ساله‌ای به نام شاپور و قاتل سه سرباز وظیفه است. شاپور دقایقی بعد از قتل سه سرباز وظیفه و زخمی‌کردن سرباز وظیفه دیگر، اسلحه «ژ٣‌» و سلاح کمری آنها را سرقت کرده و اعضای این خانواده را گروگان گرفته است.

بررسی‌های تکمیلی نشان داد شاپور عاشق دختر این خانواده است و زمانی‌که با جواب منفی پدر این دختر روبه‌رو شده، پس از قتل سه سرباز وظیفه، اسلحه آنها را برای قتل پدر دختر این خانواده، به سرقت برده و به منزل پدر دختر جوان رفته است اما آنجا به دلیل نبود پدر دختر جوان اعضای خانواده‌اش را گروگان گرفته است. سرانجام ساعاتی بعد مأموران انتظامی پس از درگیری مسلحانه موفق شدند گروگان‌ها را از دست شاهپور آزاد و وی را دستگیر کنند.

شاپور پس از انتقال به اداره آگاهی به قتل سه سرباز وظیفه و زخمی‌کردن سرباز دیگر اعتراف کرد و درباره انگیزه خود از این اقدام جنون‌آمیز، به کارآگاهان گفت: دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی هستم و از سه سال قبل عاشق دختر همسایه‌مان شدم. پدر و مادرم با آنها رفت‌وآمد داشتند و در این مدت چند بار به خواستگاری دخترشان رفتند، اما همیشه پدر وی مخالف ازدواج ما بود و هر بار به خواستگاری من جواب رد می‌داد. من و دختر موردعلاقه‌ام همدیگر را دوست داشتیم اما پدر وی مخالف بود و چندی پیش اعلام کرد هرگز با ازدواج ما موافق نیست. من نیز از او کینه شدیدی به دل و تصمیم گرفتم پدر دختر موردعلاقه‌ام را به قتل برسانم.

وی درباره نقشه و نحوه تهیه سلاح به کارآگاهان گفت: مدتی دنبال تهیه اسلحه بودم اما موفق نشدم تا اینکه یک روز با مادرم برای خرید به فروشگاه رفاه رفتم و در آنجا با دو سرباز وظیفه به نام‌های آرش و پویا آشنا شدم. ارتباط دوستانه ما با هم ادامه داشت تا اینکه فهمیدم آنها با دو سرباز وظیفه دیگر که در اطراف معدنی در کوه‌های شمال تهران نگهبانی می‌دهند، دوست هستند، پس از این تصمیم گرفتم تا اسلحه آنها را برای انتقام از پدر دختر موردعلاقه‌ام سرقت کنم. چند روز بعد از آشنایی، آرش به من گفت اگر فشنگ داشته باشم، می‌توانم همراه آنها به کوه بروم و با اسلحه دوست سربازشان در کوه‌ها تیراندازی کنیم.

وی ادامه داد: من نیز فشنگ تهیه کرده بودم و تصمیم گرفتم تصمیم خود را عملی کنم، به‌همین‌دلیل عصر روز ١٥ مهر آرش و پویا را سوار ماشینم کردم و به طرف کوی فراز رفتیم. زمانی‌که آنجا رسیدیم، هوا تاریک شده بود، خودرو را کنار تپه‌ای متوقف کردم و با پای پیاده سه‌نفری به راه افتادیم. از دور کیوسک نگهبانی‌ای را دیدم که سرباز وظیفه‌ای در حال نگهبانی بود. زمانی‌که به کیوسک رسیدیم، آرش من را به سرباز داخل کیوسک معرفی کرد و گفت برای تیراندازی تعدادی فشنگ آورده‌ایم.

شاپور نحوه قتل سه سرباز وظیفه را این‌گونه شرح داد: زمانی‌که سرباز داخل کیوسک اسلحه «ژ٣‌» خود را به من داد، گفت ابتدا تیراندازی کنم. وقتی اسلحه را گرفتم به‌سرعت آن را مسلح کردم و به طرف آنها نشانه گرفتم. آنها شوکه شده بودند و گمان کردند شوخی می‌کنم. ابتدا به سمت سرباز وظیفه‌ای که اسلحه را به من داده بود، شلیک کردم و بعد پویا را هدف قرار دادم و آخر کار نیز به سوی آرش شلیک کردم.

شاپور افزود: زمانی‌که آنها نقش بر زمین شدند، اسلحه کمری آرش را نیز برداشتم و فرار کردم. در حال فرار بودم که فهمیدم سرباز دیگری در تعقیب من است. به سمت او نیز شلیک کردم و به فرارم ادامه دادم، سپس به‌سرعت خودم را به منزل دختر موردعلاقه‌ام رساندم تا پدر او را بکشم، اما وقتی وارد خانه آنها شدم دو پسر و دختر کوچکش تنها در خانه بودند. آنها به‌شدت ترسیده بودند و تلفنی موضوع را به پدرشان خبر دادند.

پدر دختر موردعلاقه‌ام تلفنی من را به آرامش دعوت کرد اما من با شلیک چند تیر به تلویزیون به او هشدار دادم هرچه زودتر خودش را به منزلشان برساند اما متوجه شدم پلیس خانه را محاصره کرده. تسلیم مأموران نشدم و چند تیر شلیک و تهدید کردم برای من مقداری مواد منفجره تهیه کنند. قصد داشتم با مواد منفجره به زندگی خود پایان دهم اما پدرم آنجا آمد و با گریه و التماس، من را راضی کرد تا خودم را تسلیم کردم.

شاپور پس از پایان تحقیقات تکمیلی در شعبه ١٦٠٢ دادگاه عمومی تهران محاکمه و به جرم سه قتل عمد به سه بار قصاص، به جرم ورود به عنف به دو سال حبس، به جرم تخریب به دو سال حبس و به جرم اختلال در نظم، به یک سال حبس و ٧٤ ضربه شلاق محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در شعبه ٣٣ دیوان‌عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی فرستاده شد. هم‌زمان با سیر تشریفات اجرای حکم، متهم با پرداخت دیه موفق به گرفتن رضایت از اولیای دم مقتولان شد و از قصاص رهایی یافت.

چند ماه قبل شاهپور پس از سپری‌کردن دوران محکومیتش از زندان آزاد شد تا اینکه آرش تنها سرباز نجات‌یافته از آن ماجرا به دادسرای جنایی رفت و از متهم درخواست دیه کرد. بعد از ثبت درخواست دیه برای آرش، شاهپور به دادسرای امور جنایی تهران احضار و سرانجام چند روز پیش با پرداخت ١١٠ ‌میلیون تومان به آرش، رضایت وی را نیز جلب کرد و پس از گذشت ١٧ سال این پرونده بسته شد.

 ادامه مطلب...

فال روزانه ۱۳۹۵/۰۴/۰۹

فال روزانه چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵

چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است

دوست عزیزی که ۹ تیر به دنیا آمده ای، تولدت مبارک! اگر طی ماه های گذشته احساس کرده اید که انگار خوشحالی و خوشبختی از شما فراری است، تولدتان درمانی برای این وضعیت خواهد بود. انرژی مثبت زیادی به سراغتان خواهد آمد و همچون معجزه ای ناراحتی های شما را از بین خواهد برد. از این فرصت استفاده کرده و این موج مثبت را در آغوش بگیرید تا بتوانید تا اوایل شهریور ماه حال و روزی خیلی بهتر داشته باشید و زخم های روحیتان را درمان کنید. وقتی حالتان خوب باشد افراد بهتری را به زندگی خود جذب خواهید کرد و همراه با آنها فرصت هایی تازه برایتان به وجود خواهند آمد. این موقعیت ها را دنبال کنید و تا اواخر پاییز امسال فرصت این را خواهید داشت که زندگی خود را یک باره از جهات بسیاری تغییر دهید. شما خیلی زود وابسته می شود و دل کندن هم برایتان دشوار است، پس در زمینه روابط عاطفی احتیاط بیشتری به خرج بدهید و پیش از آن که از انتخاب خود مطمئن شوید تصمیمات جدی نگیرید.

فـال روزانـه - Daily Omen
این اواخر بیشتر به محکم تر کردن رابطه تان فکر کرده اید تا این که بخواهید واقعا کاری در جهت رسیدن به این هدف انجام دهید. ولی حالا انگیزه زیادی برای عمق بخشیدن به این رابطه در وجود خود احساس می کنید. به جای این که حواس خودتان را با کارها و آدم های تازه پرت کنید تحولات لازم را در این رابطه ایجاد کنید، حتی اگر از نتایجی که به دست خواهید آورد اطمینان کامل نداشته باشید. در هر صورت بی صبری عامل شکست شما خواهد بود، پس عاقلانه تر این است که صبور باشید و هر کاری که از دستتان برمی آید را انجام داده و هر راهی را که ممکن است امتحان کنید. اگر واقعا میل به ادامه دادن این رابطه داشته باشید هیچ چیزی نخواهد توانست جلویتان را بگیرد.

فـال روزانـه - Daily Omen

دیگر نگران نباشید، اگر این چند ماه اخیر اوضاع زیاد روبراه نبوده است بالاخره ابرهای تیره دارند کنار می روند و اوضاع پیشرفت خواهد کرد. متاسفانه وقتی کارها طبق برنامه ای که داشته اید و با سرعت مورد نظرتان پیش نمی روند، کنترل عصبانیت و ناراحتیتان برای شما کار بسیار دشواری است. خوشبختانه کمک گرفتن از کسانی که به شما نزدیک هستند امید شما برای رسیدن به موفقیت در آینده را افزایش خواهد داد. امروز شما با جدیت بسیاری به رابطه ای که برایتان از اهمیت ویژه ای برخوردار است فکر می کنید. اگر از احساسات خود مطمئن هستید هر کاری که برای حفظ این رابطه از دستتان برمی آید را انجام دهید.

فـال روزانـه - Daily Omen

گاهی وقتی بلافاصله نتیجه تلاش هایتان را نمی بینید علاقه ای که به هدفتان دارید را از دست داده و توجهتان به جاهای دیگری جلب می شود. نگرش سهل انگارانه ای که این اواخر نسبت به کارتان داشته اید باعث شده است که پیشرفت قابل توجهی را مشاهده نکنید. ولی امروز بالاخره با تغییرات ایجاد شده در وضعیت کیهانی این دوره تنبلی و بیخیالی را پشت سر گذاشته اید و انگیزه بیشتری برای کار کردن در خود احساس می کنید. شما به اندازه کافی به نقشه هایتان فکر کرده اید، حالا دیگر وقت آن رسیده است که دست به کار شوید. خیلی مستقیم از کسی که دوست دارید بخواهید شما را همراهی کند و برای پیشرفت بیشتر در کارهایتان به شما انگیزه بدهد.

فـال روزانـه - Daily Omen

شما به دنبال این هستید که جان تازه ای به رابطه ای که دارید ببخشید و راه های تازه ای برای بیان احساسات خود پیدا کنید. شما می خواهید از زندگیتان لذت بیشتری ببرید و تاخیرها و موانعی که در سر راهتان قرار دارند را با موفقیت جایگزین کنید. خوشبختانه شما صبوری لازم را از خودتان نشان داده اید و همچون کمانی هستید که زه آن تا آخر کشیده شده و آماده است تا تیری را با سرعت تمام به سوی هدف پرتاب کند. تمام حواستان را روی هدفتان متمرکز کنید و هرگز دست از باورهایتان برندارید تا به خواسته هایتان برسید. بداخلاقی های کسی که دوست دارید را به حساب این نگذارید که شما را دوست ندارد، همه ما گاهی بی حوصله می شویم.

فـال روزانـه - Daily Omen

امروز روحیه ریسک پذیر شما با توجه به شرایط کیهانی موجود تحریک شده است و کاملا آماده هستید تا پروژه ها و کارهای جدیدی را شروع کرده و با سرعت تمام آنها را پیش ببرید. با وجود این که انتظار دارید خیلی زود به نتیجه دلخواهتان برسید، پشتکار بسیار زیادی برای پیشرفت در راهی که انتخاب کرده اید خواهید داشت. اگر شجاعت کافی داشته باشید برای ضربه زدن به درهایی که روبرویتان قرار می گیرند را داشته باشید این درها برایتان باز خواهند شد. این روزها رابطه عاطفیتان در وضعیت مطلوبی قرار دارد و تقریب هه چیز روبراه است، با بهانه گیری های بیهوده و گیر دادن به جزئیات برای خودتان دردسر درست نکنید.

فـال روزانـه - Daily Omen

شما از دویدن با تمام قدرت و توانتان خسته شده اید، ولی حالا که ایستاده اید تا نفسی تازه کنید تازه می بینید که فقط داشته اید دور خودتان می چرخیده اید. با این حال فرصتی برای شروع و ادامه برنامه هایی که به تعویق انداخته شده بودند به وجود آمده است. درست است که هنوز موانع و محدودیت هایی وجود دارند که باید به آنها غلبه کنید، ولی زمان آن فرا رسیده است که اهدافتان را مورد بازنگری قرار داده و با برنامه ای منطقی پیش بروید تا بتوانید طی چند هفته پیشرفت را به صورت ملموسی در کارهایتان احساس کنید. از فرصت هایتان به درستی استفاده کنید و یادتان باشد که این کارهای امروزتان هستند که موفقیت فردایتان را می سازند.

فـال روزانـه - Daily Omen

موقعیتی برای شما به وجود آمده است تا بین واقعیت و ایده آل هایتان ارتباط برقرار کنید. شما انرژی و انگیزه زیادی برای به دست آوردن خواسته هایتان در وجود خود احساس می کنید و امکانات لازم برای به دست آوردن اهداف جاه طلبانه خود را نیز در دسترس دارید، پس از این فرصت استفاده کنید. سرمایه گذاری در تحصیلات می تواند توانایی شما را برای تغییراتی که می خواهید در زندگی خودتان و دیگران ایجاد کنید افزایش دهد. تمام رابطه های عاطفی دوره های سختی و مشکلات را باید پشت سر بگذارند. اگر رابطه تان بعد از همه این پستی و بلندی ها دوام بیاورد از ورطه آزمایش سربلند بیرون آمده است و می توانید از انتخاب خود مطمئن باشید.

فـال روزانـه - Daily Omen
بالاخره دوره ای که باید صبر می کردید به پایان رسیده است و به احتمال زیاد خودتان هم چراغ سبزی را که کیهان دارد به شما نشان می دهد دیده اید. سردرگمی هایی که این چند وقت داشته اید را پشت سر گذاشته و به جلو پیش خواهید رفت. به ویژه در محل کارتان تا دهه اول مرداد ماه همه چیز خوب و عالی پیش خواهد رفت. هیچ وقتی برای تلف کردن نخواهید داشت، تغییرات زیادی در راه هستند که باید خودتان را با آنها تطبیق داده و با آنها پیش بروید. پس قدر تمام لحظات خود را دانسته و در عین وقت گذاشتن برای خودتان و خانواده تان هیچ وقتی را به بطالت نگذرانید. تحت هر شرایطی استراحت کافی و عشق ورزیدن به کسانی که دوست دارید را از برنامه خود حذف نکنید.

فـال روزانـه - Daily Omen

رها کردن گذشته به طور خودکار راه را برای آزاد کردن توانایی های خلاقانه باز خواهد کرد. شاید پیشرفتی که این چند وقت داشته اید از انتظاراتتان فاصله زیادی داشته باشد ولی در هر صورت در حال پیشرفت بوده اید و در جا نزده اید. در هر حال موج تازه ای از پیشرفت در زندگیتان جریان پیدا کرده است. با این همه خود شما دوره ای از بی انگیزگی را دارید پشت سر می گذارید، که خوشبختانه تا اواخر تیر ماه به پایان خواهد رسید و بهتر خواهید توانست از این موج پیشرفت بهره ببرید. تحت هیچ شرایطی رویاهایتان را فراموش نکنید و با اعتماد به نفس به تلاش هایتان ادامه بدهید تا بالاخره نتیجه ای را که انتظار دارید به دست بیاورید.

فـال روزانـه - Daily Omen

تلاش ها و زحمات شما به احتمال زیاد نتیجه بخش خواهد بود، ولی شرط اول موفقیتتان این است که دیگران را نیز با خود همراه کنید. خوشبختانه اگر دلایل کافی داشته باشید می توانید دیگران را قانع کنید از شما حمایت کنند. با این حال هر چند کار گروهی می تواند نتیجه بخش باشد، اگر کسی نبود که با شما همکاری کند آماده باشید تا به تنهایی مسیرتان را ادامه دهید و راه را برای خودتان باز کنید. دیگران را به خاطر این که وقت ندارند با شما همراه شوند سرزنش نکنید، هر کسی اولویت هایی برای خودش دارد. اگر می توانید چند گلدان بخرید و در گوشه ای از خانه که جلوی چشمتان باشد بگذارید و از آنها با دقت نگهداری کنید، این کار باعث آرامش روحتان خواهد شد.

فـال روزانـه - Daily Omen

اگر موفقیتتان در محل کار این اواخر با موانعی روبه رو بوده است حالا وقت آن رسیده است که با جدیت تمام و با در نظر گرفتن اهدافتان با این موانع مقابله کنید. اکنون شرایط کیهانی به گونه ای است که آغاز کردن پروژه های جدید با موفقیت همراه خواهد بود و خیلی راحت تر از همیشه می توان آنها را پیش برد. از فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را ببرید و برای پیشرفت زندگی حرفه ایتان تغییراتی عمده در برنامه هایتان ایجاد کنید. در صورتی که بین شما و دوستی صمیمی دلخوری هایی پیش آمده است قبل از این که این کدورت قدیمی شده و بین شما فاصله بیندازد با او در مورد این مسئله با صراحت ولی همراه با ملایمت صحبت کنید.

فـال روزانـه - Daily Omen

با وجود این که چند ماه اخیر موانع و مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته اید، حالا جریان دارد به نفع شما باز می گردد و فاصله شما با موفقیت تنها یک قدم است. خوشبختانه همزمان با این موقعیت، امروز رویاهای دست نیافته تان دوباره برایتان اهمیت پیدا کرده اند. حتی اگر در ابتدا پیشرفتتان خیلی کند بود هم ایمانتان را به خودتان حفظ کنید. اجازه ندهید صبرتان لبریز شده و حالا که اینقدر به مقصد نزدیک شده اید تلاش های فراوانی که تا این جای کار کرده اید بیهوده هدر برود. میانبر زدن به شما کمک چندانی نخواهد کرد و حتی ممکن است برایتان دردسرساز شود. با صبر و حوصله مسیر اصلی را ادامه دهید تا به سر منزل مقصود برسید.
 ادامه مطلب...

یک بازیگر زن دیگر به GEM پیوست

سینماژورنال: بعد از رابعه اسکویی و بازیگرانی نه چندان مطرح مانند صدف طاهریان و بهارک صالح‌نیا یک بازیگر زن دیگر به جم پیوست.

«این بازیگر زن «پردیس افکاری» است که از اواخر دهه شصت و با ایفای نقش در آثاری همچون «گزل» و «دخترک کنار مرداب» وارد سینما شده بود و در طی سال‌های بعد نیز اغلب ایفاگر نقش‌های مکمل آثار سینمایی بود.

همچنان زندگی با خاطرات «بدون شرح»

شنیده‌های سینماژورنال حکایت از آن دارد که پردیس افکاری به دعوت مهدی مظلومی، کارگردان سریال «بدون شرح» که خودش ماه‌هاست مشغول کار برای «جم» است، به ترکیه رفته و در تله‌فیلمی به نام «شهر قشنگ» از محصولات جم مشغول ایفای نقش است.

جالب است که نام این تله‌فیلم یادآور هفته‌نامه «شهر قشنگ» است که داستان مهم‌ترین محصول کارنامه کارگردانی مظلومی یعنی «بدون شرح» در آن می‌گذشت. سریالی که ۱۴ سال پیش تولید شد اما گویا مظلومی هنوز نتوانسته از خاطرات آن بیرون بیاید.

سودای بازیگر ۵۱ ساله

آخرین فیلم‌های اکران شده افکاری ۵۱ ساله، «شور شیرین» و «گیرنده» بودند که در این بین «شور شیرین» به واسطه تصویرسازی بخش‌هایی از زندگی شهید محمود کاوه بیشتر مورد توجه قرار گرفت. البته افکاری در این فیلم ایفاگر یک نقش کاملا منفی بود.

افکاری به موازات سینما سابقه فعالیت‌های تلویزیونی هم داشت و از جمله در سریال‌های «در مسیر زاینده رود»، «فکر پلید» و «پنج کیلومتر تا بهشت» بازی کرده بود.

پیوستن افکاری به این شبکه ماهواره‌ای در شرایطی رخ داده است که در هفته‌های اخیر رفتار نامناسب مدیران شبکه با بازیگرانی نظیر رابعه اسکویی باعث ایجاد یک سری اختلافات و درگیری‌ میان آنها شده است.»

یک بازیگر زن دیگر به GEM پیوست
 ادامه مطلب...

دانلود فیلم جدید Batman v Superman Dawn of Justice 2016

دانلود فیلم جدید Batman v Superman Dawn of Justice 2016 با لینک مستقیم

کیفیت بالا اضافه شد

batmanvsuperman

ژانر : اکشن| ماجراجویی | فانتزی

محصول : ۲۰۱۶ آمریکا

امتیاز : ۱۰/۰٫۰

IMDB

کارگردان : Zack Snyder

بازیگران : Ben Affleck, Henry Cavill, Amy Adams

خلاصه داستان : فیلم Batman v Superman Dawn of Justice 2016

ترس، ترس از اقدامات یک سوپر قهرمان خدا مانند سمت چپ بدون کنترل، خود توانمند، فشار قوی شهرستان gotham طول می کشد در احترام ترین، مدرن روز ناجی کلانشهر، در حالی که جهان با چه نوع قهرمان واقعا نیازکشتی. و دانلود از سایت دانلود روزانه با بتمن و سوپرمن در جنگ با یک دیگر، یک تهدید جدید به سرعت مطرح می شود، قرار دادن انسان در معرض خطر بیشتر از آن تا کنون شناخته شده قبل از …

(بیشتر…)

 ادامه مطلب...

دانلود انیمیشن پرندگان خشمگین The Angry Birds Movie 2016 با لینک مستقیم

دانلود انیمیشن پرندگان خشمگین The Angry Birds Movie 2016 با لینک مستقیم

نسخه HDRIP اضافه شد

دانلود انیمیشن پرندگان خشمگین The Angry Birds Movie 2016

نام انگلیسی:The Angry Birds Movie

فرمت ویدئو:mkv

محصول سال ۲۰۱۶ کشور آمریکا

زبان:انگلیسی

هنرمندانی که در این اثر سینمایی حضور دارند عبارتند از:Jason Sudeikis, Peter Dinklage, Bill Hade

به کارگردانی: Clay Kaytis, Fergal Reilly

نویسنده داستان:Jon Vitti

موضوع:اکشن و کمدی

توضحاتی کوتاه و مختصر در مورد داستان فیلم و اتفاقات رخ داده در ای آن: در سرزمین بسیار زیبایی که ساکنین پرنده هستند و روزگار را به شادکامی و خرسندی سپری می‌کنند، رخ می‌دهد. شخصیت اصلی داستان نیز که او را با نام Red (با صداپیشگی کمدین معروف، Jason Sudeikis) صدا می‌زنند، مزاج و خوی عجیبی دارد و همین امر، وی را با مشکلاتی مواجه می‌سازد. Red به همراه رفقای صمیمی خود، Chuck (با صداپیشگی Josh Gad) و Bomb (با هنرمندی Danny McBride) مدام با بداقبالی مواجه می‌شوند و..

(بیشتر…)

 ادامه مطلب...